بقاياي گياهي مزارع كشاورزي بخصوص مزارع غلات يكي از مهمترين منابع تأمين علوفه دام و نيز غني سازي خاك است. علوفه به جاي مانده از اين مزارع پس از برداشت محصول اصلي ترين منبع غذايي دام هاي روستائيان است كه به دو صورت چراي دام و جمع آوري و ذخيره به منظور بهره برداري در فصل سرد سال از آن استفاده مي شود. به اين ترتيب اين مورد به لحاظ اقتصادي منبع اصلي توسعه دامپروري در هر منطقه است، اما در سال هاي اخير به مدد گسترش شيوه هاي نوين كشاورزي نظير استفاده از كودهاي شيميايي و سموم شيميايي دفع آفات گياهي و علف كش ها، مساحت مزارع غلات و ميزان علوفه تا حد قابل توجهي افزايش پيدا كرده و با توجه به اين كه در اكثر موارد برداشت محصول با استفاده از كمباين صورت مي گيرد علوفه باقيمانده در سطح مزارع باقي مي ماند. نظر به اين كه وجود اين ميزان علوفه در سطح مزارع از منافع و مضرات مختلفي برخورداراست به صورت خلاصه به بررسي اين موارد پرداخته مي شود.
    * سود و زيان بقاياي گياهي در خاك
    الف) منافع : باقيمانده گياهان در خاك به مرور زمان و با طي شدن فرايند پوسيدگي به گياه خاك (هوموس) تبديل شده و از اين راه به غني شدن خاك كشاورزي كمك مي كند. در حال حاضر قيمت هر كيلوگرم گياه خاك در بازار داخلي ۵۰ تا ۸۰ تومان است. با توجه به اين كه متوسط علوفه باقيمانده در سطح مزارع گندم، جو وذرت در هر هكتار بين ۳ تا ۱۰ تن مي باشد و پس از تبديل اين ميزان علوفه به گياه خاك ارزش آن معادل ۱۵۰ تا ۸۰۰ هزار تومان مي شودكه اين امر موجب كاهش مصرف انواع كودهاي شيميايي مي گردد. از طرف ديگر وجود بقاياي غلات برداشت شده در خاك موجب حفظ و جذب آب و مواد غذايي در خاك شده و منافذ خاك را افزايش مي دهد و تبديل آنها به مواد آلي در خاك موجب افزايش ظرفيت تبادل كاتيوني خاك(CEC) مي شود. وجود بقاياي گياهي همچنين در كنار بهبود خواص فيزيكي خاك مانع از فرسايش خاك شده و به اين ترتيب خاك با ارزش زراعي در اراضي كشاورزي حفظ مي شود. بنابراين وجود اين بقاياي گياهي در مزارع موجب افزايش توليد محصولات كشاورزي و كاهش هزينه ها و در نهايت بهره وري بيشتر در بخش كشاورزي مي شود.
    ب) مضرات : وجود بقاياي گياهي غلات در اراضي كشاورزي به نوبه خود داراي مضراتي نيز مي باشد، از آنجا كه يك اكوسيستم زراعي يا كشاورزي(Agroecosystem) يك اكوسيستم مصنوعي و انسان ساخت است در محيط حالت طبيعي نداشته و منجر به جلب آفات مي شود. اين آفات به سبب به وجود آمدن يك منبع غذايي حجيم و قابل توجه(مزارع كشاورزي) به سوي آن هجوم آورده و به سمت آن جلب مي شوند و اين در شرايطي است كه در يك اكوسيستم طبيعي پراكنش منابع غذايي از الگوي خاصي تبعيت مي كند و در يك محل به طور مثال شاهد يك مزرعه چند صد هكتاري غلات نيستيم در نتيجه اين فعاليت هاي انسان است كه ظرفيت هاي اكوسيستم را به طريق مصنوعي تغيير داده و باعث مي شود موجوداتي كه در حالت عادي جزئي از زنجيره غذايي(Foodchain) اكوسيستم به شمار مي روند و داراي جايگاه و وظيفه مشخصي در محيط مي باشند از ديدگاه انسان به عنوان آفت(pest) تلقي شده و منجر به مبارزه انسان عليه اين موجودات شود كه خود بستر تخريب هر چه بيشتر محيط زيست را فراهم مي كند. بنابراين مي توان گفت بقاياي گياهي حاصل از محصولات كشاورزي پس از عمليات برداشت محصول با توجه به اين كه يك منبع غذايي عمده محسوب شده و محيط مناسبي را براي رشد آفات گياهي فراهم مي كنند، مي توانند براي مزارع كشاورزي مضر تلقي شوند. در واقع وجود اين چنين منابع غذايي و محيطي بستر مناسب امكان جذب، رشد، تكثير و ازدياد آفات وامراض را فراهم مي كند كه در نتيجه در فصل زراعي بعد منجر به استفاده بيشتر از سموم دفع آفات شده كه هزينه سنگيني را به كشاورزان وارد مي كند و موجب كاهش محصول و ارزش افزوده در مزارع مي گردد . از طرف ديگر هزينه هاي زيست محيطي استفاده از سموم نيز بسيار بالاست چرا كه سموم كشاورزي به همراه زهاب مزارع در اثر فرايندهايي چون بارندگي و آبياري به سمت منابع آب سطحي و زيرميني حركت كرده و موجبات آلودگي منابع آبي مذكور را فراهم مي كنند. به عقيده كارشناسان وجود باقي مانده هاي گياهي غلات در سطح گسترده در هنگام تجزيه به وسيله باكتري ها موجب مصرف ازت معدني موجود در خاك مي شود بنابراين براي جلوگيري از اثرات سوء مصرف اين نوع ازت در كاهش بهره وري در كشت هاي بعدي بايد از كودهاي ازت به نسبت بيشتر استفاده شود. از طرف ديگر وجود بقاياي گياهي بخصوص در مزارعي مانند ذرت موجب ايجاد مزاحمت در عمليات كاشت شده و بنابراين عمليات كاشت به صورت كامل و دقيق صورت نخواهد گرفت و اين امر بازدهي توليد را در دوره هاي بعد كاهش خواهد داد.
    * اهداف و انگيزه هاي از بين بردن بقاياي گياهي در مزارع غلات:
    با توجه به مضرات وجود بقاياي غلات به صورت گسترده در مزارع انگيزه هاو اهداف مختلفي جهت از بين بردن اين بقاياي گياهي براي كشاورزان وجود دارد كه مهمترين اين اهداف و انگيزه ها به صورت زير مي باشد.
    - از بين بردن بذر علف هاي هرز باقيمانده در مزارع كه در سال بعد هزينه هاي مبارزه با علف هاي هرز كاهش يابد.
    - از بين بردن آفات گياهي و جلوگيري از ايجاد محيط مناسب تكثير اين آفات.
    -ايجاد سهولت بيشتر در عمليات كاشت و داشت.
    * مضرات آتش زدن مزارع
    به منظور از بين بردن بقاياي گياهي در مزارع مي توان از روش هاي مختلف جمع آوري اين بقاياي گياهي استفاده كرد. در اين روش ها با استفاده از ماشين آلات و تجهيزات كشاورزي موجود و يا با استفاده از نيروي انساني به جمع آوري بقاياي گياهي پرداخته شده و از آنها جهت تغذيه دام، استفاده در كارگاه هاي كوچك توليد قارچ يا توليد گياه خاك استفاده مي شود و به اين ترتيب بقاياي گياهي از مزارع جمع آوري مي شود. روش ديگر كه جهت از بين بردن بقاياي گياهي استفاده مي شود آتش زدن مزارع پس از برداشت محصول مي باشد. اين روش به دليل سادگي و كم هزينه بودن در بسياري از اوقات توسط كشاورزان ترجيح داده مي شود اما اين روش در كنار سادگي، سرعت بالاو هزينه پائين داراي مضرات زيادي مي باشد كه در زير توضيح داده مي شود.
    خاك به عنوان بستر رشد گياه داراي تركيبات و فازهاي متفاوتي مي باشد. مواد آلي موجود در خاك بخشي از تركيبات آن را تشكيل مي دهند كه نقش بسيار مهمي در جذب آب ومواد غذايي دارند و با آتش زدن مزارع اين مواد آلي از بين رفته و نابود مي شوند كه اين مسأله به نوبه خود منجر به كاهش حاصلخيزي خاك مي شود. يكي ديگر از مضرات به آتش كشيدن مزارع از بين رفتن بخش زنده خاك مي باشد. موجودات متنوعي چون باكتري ها، قارچ ها، آكتينوميست ها، كرم ها و كنه ها در خاك زيست مي كنند كه در بارور ساختن هر چه بيشتر خاك مؤثر مي باشند، نبود اين موجودات خاك را تبديل به بستري ضعيف و غير فعال مي كند. به عنوان مثال باكتري ها بيش از ساير موجودات زنده خاك ، جلب توجه مي كنند وتعداد آنها در خاك بيش از ساير موجودات است . تعداد اين موجودات در هر گرم خاك بين يك تا چهارهزار ميليون تخمين زده مي شود. ميكروارگانيسم ها به اشكال مختلف بقاياي گياهي را تجزيه مي كنند. باكتري هاي هوازي با آنزيم هايي كه توليد مي كنند قسمت عمده مواد قندي و آمونياك را بويژه در خاك هاي مرطوب ، اكسيد كرده و به نيتريت ها و نيترات ها تبديل مي كنند. تعداد قارچ هاي(Fungi) موجود در يك گرم خاك نيز بين ۵۰۰۰ الي يك ميليون است و گرچه از نظر تعداد ، كمتر از باكتري هاست ولي وزن آنها در واحد وزن خاك بيشتر است. قارچ هاي خاك بيش از باكتري ها به تغيير شرايط محيط حساس هستند و زودتر در اثر به آتش كشيده شدن مزارع از بين مي روند. حداكثر درجه حرارت براي رشد قارچ ها ۳۵ درجه سانتيگراد است و درجه حرارت بيش از اين براي آنها مضر مي باشد. از ديگر موجودات زنده خاك كرم ها هستند. كرم ها بزرگترين و سنگين ترين موجودات زنده خاك هستند و تعداد آنها در مزارع گندم تا يك ميليون در هكتار مي رسد. كرم ها در تغيير خواص فيزيكي خاك بسيار تأثيرگذار هستند. در نتيجه مي توان به طور كلي عنوان كرد كه موجودات جانوري و گياهي خاك مواد آلي و هوموس را تشكيل داده، در حاصلخيزي و خواص فيزيكي و شيميايي آن مؤثر هستند. در نتيجه به آتش كشيدن مزارع موجب سوخته شدن مواد آلي و از بين رفتن ميكروارگانيسم هاي خاك مي گردد. به اين ترتيب هر چند كه بخشي از بذر گياهان هرز موجود در مزرعه در نتيجه آتش سوزي از بين رفته، اما از بين رفتن موادآلي و ميكروارگانيسم هاي خاك ضرر بسيار بيشتري دارد. از طرف ديگر آتش زدن مزارع موجب ايجاد آلودگي هوا مي شود . آلودگي هواي ناشي از به آتش كشيدن مزارع در نقاط مختلفي از كشور بويژه در نقاطي كه سطح مزارع وسيع بوده و از اين روش جهت پاك كردن بقاياي گياهي از سطح مزرعه استفاده مي شود، به طور گسترده اي قابل مشاهده مي باشد. در اثر به آتش كشيده شدن مزارع مقادير زيادي دود و خاكستر و ديگر گازهاي آلاينده نظير دي اكسيد كربن در اتمسفر منتشر مي شود. همچنين خاكستر ايجاد شده از سوختن بقاياي گياهي مزارع كشاورزي موجب ايجاد مواد معدني كنترل نشده در سطح مزرعه گرديده و انباشت اين مواد در بلند مدت افزايش شوري خاك و در نهايت كاهش بهره وري زراعي را در اين مزارع به همراه خواهد داشت.